خرید بک لینک
هر میزان که آدم توی روز بیکار تر باشه به همون اندازه اش هم بی حوصله تر میشه . اصلا رابطه مستقیمی هست بین بی کاری آدمها و ول گشتن توی اینستاگرام دیدن هزار باره پست هایی که هزاران بار هم قبلا دیده ایم . اگر به اینجای پست رسیدین باید بگم که من تصمیم گرفتم از داشتن یک وبلاگی مثل مجله دانستنی ها و همش تحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 5:02

راستی که گفته بودم کلا رویه عوض شده و با حضورتون در اینجا قرار نیست یه مطلبی بخونید که نظر من باشه و روش فکری کرده باشم . کلا عوض شدیم رفت پس اگ دوست ندارید ادامش ندین و وقتتون رو جاهای بهتر بذارید و جاش کتاب بخونید .عرضکنم به خدمت شما که فردا امتحان بسیار سختی دارم . خیر سرمان همش چشم انتظار هستیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 5:02

خیلی وقت ها شده که شنیده ایم فلانی خیلی موفق بود و چشم خورد . یا گاها می گوییم که فلانی چشمش شور است و به محض اینکه راجع به چیزی حرف زد آن چیز یا خراب یا خسارت دیده و یا کلا منفجر می شود . و گاها دیده شده که گروهی تصمیم می گیرند که شخصی را بایکوت کنند صرفا به خاطر شور بودن چشمش و هر سری آن فرد می آیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 5:02

دوستان عزیز بلاگ:وبلاگ-صفحه ی نوشته ها در وب بلاک:بلوکه کردن و مسدود کردن یک نفر لطفا این ها رو اشتباه نگیرید و نگید #ریت لطفا تا همه ببینن ------------------------------------------------- آیا میدانیک که مدیران برخی سایت ها انصاف و انسانیت ندارند واطلاعات پایه ای شنا را چون ایمیل و شماره موبایل به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 7:13

اگر اشتباه نکنم دور و بر سال های 90 بود که ایده ساخت یک پادکست به ذهنم رسید. گرچه با ایده پادکست زمان های قبل تر آشنا بودم و علاقه داشتم که پادکست کار کنم ولی اصل ماجرا در اواخر سال 1390 در ذهنم وارد شد .یک ایده محتوایی کاملا خوب و جالب  به ذهنم رسید که واقعا ایده نو و بکری بود و می شد در محورشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 7:13

نمی دانم چه میزان اهل نوشیدنی هستید . ولی من که کلا عاشقشون هستم . امروز می خوام سایتی رو معرفی کنم که بهتون کمک می کنه چطور یک نوشیدنی خوب درست کنید. شما رو با خواص انواع نوشیدنی ها آشنا می کنه و اطلاعات کاملی در مورد نوشیدنی ها بهتون میده و می تونه منبع خوبی باشه و انتخاب های خوبی رو هم در اختیارتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 7:13

  یک روز از شرکت خارج شدم و طرفای ساعت پنج و نیم بود ولی چهارشنبه بود . شرکت روزهای چهارشنبه چهار تعطیل میشد . ولی من کمی کار رو سرم بود و مجبور شدم بمونم .ولی فردا و پس فرداش تعطیل بود و دوست نداشتم روز شنبه که میام سر کار کار عقب افتاده داشته باشم چون آدم یادش می ره چی کجا بود و باید چه کاری می کرد . کیفمو انداختم روی کولم و راه افتادم . تهرانی ها می دونن ولیعصر چه کابوسیه مخصوصا نزدیک های پارک وی.ماشین کلا قفل بود . گفتم دربست حس ندارم ساعت ها بمونم.آقا اتوبسم هر اتوبوسی می اومد از درش آدم آویزون شده بود . تو عمرم اتوبوس به این شلوغی ندیده بودم . توی همین اروپا وقتی اتوبوس پر میشه دیگه راننده در جلو که مخصوص فقط سوار شدنه رو باز نمی کنه . فقط خالی می کنه . و هر یک رب حتما یک اتوبوس میاد. ولی توی تهران میدونیم که مشخص نیست. یه هو یه زمان چهار تا اتوبوس میاد و یه زمان هیچی .ساعت شده بودهشت و خیلی خسته بودم تا اینکه خانمی زیبا رو و سنا که معلوم بود از من بزرگتر هم بود فرمود آقا؟ برگشتم و با اینکه خیلی خسته هم بودم گفتم جانم گفت من تهران رو بلد نیستم . می خوام برم تجریش دوستم گفته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 23:23

زندان

واقعا محسن چاووشی خود را چند سطح در بازار موسیقی بالاتر برده و با اشعاری از مولانا نه تنها هواداران این شاعر بزرگ را مست می کند بلکه انسان های عادی چون من را نیز مست می کند . تنظیم فوق العاده و ملودی که واقعا به شعر خوابیده و شعر و شعر و شعر ... از زمانی که محسن چاوشی مولانا را خواند واقعا فوق العاده شد . این اثر به شدت به شما عزیزان پیشنهاد می شود تا گوش جان بسپارید .

دریافت از بیپ تیونز به صورت رایگان

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 23:23

حتما همتون یادتون میاد که یه زمانی خودش یه کنسول محسوب میشده مخصوصا برا خانمای خانه دار. میرفتی خونه هرکی میدیدی یکی پشتش نشسته!!!

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 23:23

بمیرید بمیرید در این عشق بمیریددر این عشق چو مردید همه روح پذیریدبمیرید بمیرید وزین مرگ مترسیدکز این خاک بر ایید سماوات بگیریدبمیرید بمیرید وزین نفس ببریدکه این نفس چو بند است شما همچو اسیریدیکی تیشه بگیرید پی حفره ی زندانچو زندان بشکستید همه شاه و امیریدبمیرید بمیرید به پیشِ شهِ زیبابرِ شاه چو مردید همه شاه و شهیریدبمیرید بمیرید وزین ابر براییدچو زین ابر برایید همه بدر منیریدبمیرید بمیرید وزین مرگ مترسیدکز این خاک برایید سماوات بگیریدبمیرید بمیرید وزین نفس ببریدکه این نفس چو بند است و شما همچو اسیریدیکی تیشه بگیرید پی حفره زندانچو زندان بشکستید همه شاه و امیریدبمیرید بمیرید به پیش شهِ زیبابر شاه چو مردید همه شاه و شهیریدبمیرید بمیرید وزین ابر براییدچو زین ابر برایید همه بدر منیریدبمیرید بمیرید وزین مرگ مترسیدکز این خاک بر ایید سماوات بگیریدبمیرید بمیرید وزین نفس ببریدکه این نفس چو بند است شما همچو اسیرید دانلودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 23:23

مدیونید اگر منکر بشید ولی یادش بخیر یه زمانی جمع می شدیم و این تلگرام ملگرام هم نبود اسم فامیل بازی می کردیم . به این روش که قرار بود از الف باشه .. اسم : اکبر /  فامیل : اکبرنژاد /  غذا : اکبر پلو / شهر : اکبر آباد / کشور : اکبرستان / میوه : اکبرونه / شغل: اکبرسازی / گل: اکبریول / اشیا: اکبر پلاستیکی / ماشین : اکبروزین / رنگ : اکبری نوک مدادی بعد یکی ادعا می کرد اکبرستان نداریم چرت نگو ... یعنی با بقیه اش مشکل نداشتا ... اکبرستانه می سوزوند  .. یه جنگ و کتک کاری راه می افتاد که تو جنگ های 500 ساله اتفاق نیفتاده بود . بعد ما اینجور ثابت می کردیم که بابا بیسواد دهاتی برو نقشه رو نگاه کن اکبرستان تو قاره اکبریا هست و پایتختشم اکبریو. اگرم یادت باشه ایران باهاش مسابقه فوتبال داشت و سه هیچ باخت ! خداداد مصدوم شد یادت نیست ؟ بعد چنان قانع می شدن که .. میگم بقیش اوکی بود .. فقط اکبرستانه تو کتمون نمی رفت .. اصن نمی گنجید .. رو مخ بود .. یادش بخیر ... هر کی تجربشو داشته بگه ... شما چه شیرین کاری هایی می کردین بچه گی هاتون از نوشته های قدیمم در سال 89 در وبلاگ قدیمی ام که دیگر نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 23:34

مطلبی در باب بدقولی      در دنیای امروز که اسمش رو هم گذاشتیم دنیای دیجیتال معمولا همه چیز باید سر جای خودش باشه . چون اسمش دیجیتاله . یعنی امکاناتی داریم که قبل ها نداشتیم که این امکانات هر کدومشون می تونن یک بخشی از مشکلات ما رو حل کنند. اما این روز ها هممون باهاش کشتی می گیریم . آره بدقولی رو می گم . دقیقا . خودشه . بدقولی این روز ها زیاد میاد و توی صورتمون می خوره . یه زمانی (پیش از میلاد افشین دودره باز) بدقولی خیلی بد بود و اصولا آدم بدقول همیشه مورد نکوهش مردم قرار می گرفت و مثلا آدمی که بد قول بود جوری نگاهش می کردن که اگر الان  کسی بیاد و شخص دیگه رو مثل اون موقع که به یک بد قول نگاه می کردن نگاه کنه یک پست فطرت گویی ریز و ملویی توی نگاهش دیده میشه که در نگاه در حال مخابره شدنه ولی در اصل طرف فقط آدم بدقولی بوده . ولی امروزه (پس از میلاد افشین دودره باز) نه تنها چیز بدی هم نیست بلکه نشانه کلاس و این جور حرفاست و میگن اوف طرف چه آدم مهمیه که سرش شلوغه و .. و بدقوله !    راست و پوست کنده مثل خیارش رو بگیم بد قولی یعنی یک حرفی رو بگی یا یک قراری رو بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 23:34

  همه ما میدانیم که انسان به ذات به دنبال آسایش و راحتی خویش می باشد و هر روز و هرزمان در تلاش برای این است که این آسایش و راحتی و سرعت را تجربه نماید . امروز می خواهم یک روبات را به شما معرفی نمایم . زمانی که شما در اتاق نشیمن نشسته اید و مشغول تماشای سریال هستید و یا در حال انجام کارهای فردا که در اداره تحویل بدهید این مولی است که در حال آماده کردن شام شماست . محققین بریتانیایی موفق به ساخت روباتی شدند که می تواند برای شما آشپزی کند . درست است که این روبات هنوز به تولید انبوه برای بازار نرسیده و نیز درست است که هنوز مانند ویدیوی بالا نمی تواند به این صورت با دقت کار خود را انجام دهد ولی محققان بر این باورند که اگر این روبات می تواند یک سوپ درست کند پس چرا در آینده نتواند برایمان کیک و نان و سایر غذاهای خوشمزه را پزد. این روبات اکنون می تواند سوپ بسیار خوشمزه ای بپزد . ولی شاید برای چشیدن این سوپ مدت زمان زیادی را منتظر باشید . چون این روبات هنوز در حال تکمیل شدن است . تکنولوژی روز به روز درحال پیشرفت است و روزی خواهد رسید که مولی برایتان لازانیا خوشمزه ای بپزد. نظر شما در مورد رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 23:34

مرد خانه از در وارد می شود و زن خانه خرید ها را که به صورت پاگت در دست مرد بود را میگیرد و بعد از کمی قربون صدقه رفتن ها مرد رخت عوض می کند . حیاط حسابی جارو خورده و آب زده شده است بوی نم مطبوعی که با نسیم شبانه با بوی گل های گوشه حیاط ترکیب می شد فضای عجیبی را ایجاد می کرد .دوست داشتنی بود .بعد مرد می رود لب حوض و وضویی می گیرد و زن سجاده را پهن کرده و میرود شام را حاضر کند . مرد به سوی نماز رفته و مدتی به راز و نیاز می پردازد . سجاده ای که بوی عطر خاصی داشت و تشریفاتی .جا نمازی که هفت دور در طواف کعبه چرخیده و سپس به کربلا رفته و در حرم حضرت امام حسین متبرک گشته .پس از پایان نماز و راز و نیاز دست به سوی آسمان می کند و انسان های فقیر و مریض و محجاج دعا را دعا می کند و برای مردگان نیز طلب آمرزش می کند . سپس بساط نماز را جمع می کند که همسر با سینی بزرگی وارد می شود. بوی کبابی که هر انسانی را مست می کند .چهار سیخ کباب اعلا با سنگک تازه به انضمام پیاز و سبزی های تر و تازه و یک کاسه بزرگ ماست محلی با مخلفات داخلش و سایر خوراکی های خوردنی ... پس از مدتی بساط شام برچیده شده و صدای قرآنی در فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 23:34

سلام ... مامان جان یادته که وقتی بچه بودیم معلم های عفده ای مون یک من مشق می دادن تا مبادا مثلا یه شب یلدا که دور هم جمع شدیم بهمون خوش بگذره .. حساب اونا با حماقت خودشون . ولی مامان یادته که از صب تا هشت شب می شستیم تا مشق هامون رو بنویسیم .. و تو اجازه نمی دادی در جمع باشیم . می گفتی فردا مدرسه دارید و باید برید مدرسه . و ما ساعت نه شب می خوابیدیم .. می گفتی شب چله همیشه هست . از بین نمیره ولی درس محدوده و امروز نخونی فردا نمی تونی امتحان بدی .. سر امتحانات ثلث هم بود همیشه .. یا همون میان ترم خودمون .. باشه قبول .. حالا بزرگ شدیم و درس هست .. ولی آیا اون یلداها دیگه هست ؟ اینکه همه جمع می شدن و یا اسماعیل حیدری می ذاشتن یا صمد و ممد (گروه تئاتر بابک تبریز) و می خندیدن و می گفتن و فال می گرفتن و خوش می گذروندن . تو که می گفتی یلدا همیشه هست و هست و هست و درسه که نیست .. یلدا به همون سالا پیوست .. و درس هنوز هست .. ولی من آمدم شهر عربت . برادرم هم همینطور . خودتون هم حتما الان سرتون توی موبایل هاتونه . از اون یلداها چی مونده ؟ ما گول خوردیم .. ما نمی دونستیم یلدا یه روز تموم میشه .. اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 23:34

صفحه بندی